اصول و مقررات ساختمان سازي

مقدمه
ساختمان سازي مانند بسياري از صنايع متداول در جهان داراي قوانين و مقررات خاص خود مي باشد كه عدم رعايت اين قوانين و مقررات باعث تقليل استحكام و خسارات جبران ناپذير در حين انجام كار و پس از انجام كار خواهد شد. هدف ساختمان سازي انسان محوري است.
لذا يادگيري و كار آموزي آن براي دانشجويان اين رشته زير نظر مهندسين و متخصصان اين فن طبق آيين نامه هايي كه حاصل سالها تلاش و تجربه و مطالعه دانشمندان و مهندسين اين رشته مي باشد، بسيار مهم مي نمايد. در خصوص ارائه گزارش جامع و مطلوب از كارآموزي و مفيد واقع شدن آن، كار در كارگاه ساختمان را بصورت خلاصه از ابتدا مورد بررسي قرار مي دهم.

بررسي و مقايسه تئوريهاي دانشگاهي و عمليات اجرايي در كارگاه:
«شما اصلاً به تئوريهايي كه در كلاسهاي دانشگاه فراگرفته ايد كاري نداشته باشيد.»
در بدو ورود به كارگاه ساختماني اين جمله به گوش مي رسد و تقريباً همه دانشجوياني كه براي اولين بار به كارگاه ساختماني قدم مي گذارند با جملاتي كه اين مضمون را دارند آشنا هستند. بسيار جاي تاسف و نگراني است كه ما در دو مرحله از زندگي يعني فراگيري و بكارگيري، شكافي عميق تصور كرده كه هيچ پلي ارتباط بين آن دو را ميسر نمي سازد.
چه بسا اگر مهندسين و مسئولين كارگاهها در اجرا به مطالب فرا گرفته در تئوريات نظري داشتند و از آنها كمك مي گرفتند و وسواسهاي آن زمان خود را حفظ مي‌كردند كارها بسيار عالي تر انجام مي گرفت و ساختمانهايي بسيار مطمئن تر بنا مي شد بطوريكه دغدغه خاطر چنداني در زلزله هاي عادي وجود نداشت. حال آنكه نگاهها بيشتر متوجه صرفه اقتصادي بوده تا موارد ديگر. بطوريكه حتي در كارهاي دولتي نيز اين پارامتر از اهميت فاحشي نسبت به ديگر پارامترها از قبيل ايمني، آسايش، توسعه آينده، زيبايي و… برخوردار مي باشد.
مورد ديگري كه نظر من را به خود جلب كرد و باعث تاسف من شد تاثيرپذيري برخي از مهندسان و صاحبنظران كارگاه از بناها و استاد كارهاي جزء بود. بطوريكه اين آقايان حتي به خود زحمت فكر كردن به عواقب آن كار را نمي دادند، حال تجزيه و تحليل آن پيشكش.
عكس العمل نادرست كارگاهيان در مورد نظرات دانشجويان فيزيكي از نقصهاي كارگاه مي باشد، هرچند خود آنان نيز بعداً آن نظريات را كاملاً تصديق مي كنند اما در عمل به كار نمي برند.
مراحل طراحي ساختمان:
فاز 1: (مرحله اول) A- مطالعات B- ارائه طرح فيزيكي مقدماتي
فاز 2: تهيه نقشه هاي اجرايي و گزارشات محاسبات فني
فاز 3: اجرا طرحها و نقشه ها
فاز 1:
الف- مطالعات: قبل از احداث هر ساختماني بسته به نوع كاربري (خاص مثل فرودگاهها، بنادر، ترمينالها، راه آهن و… يا عام مثل مسكوني، آموزشي، اداري، تجاري، بهداشتي درماني و…) بايد مطالعاتي در مورد آن انجام دهيم. مثلاً محل قرار گرفتن زمين، مقاومت زمين (آزمايش خاك محل)، براي احداث سازه چگونگي تابش آفتاب در محل احداث سازه، بررسي شرايط جوي (باد، باران، رطوبت، گرما، سرما، برف و…) استفاده از بهترين مصالح با در نظر گرفتن موقعيت هاي مطالعه شده.
ب- ارائه طرح فيزيكي مقدماتي: كه بر طبق آن كاربري سازه را مشخص مي كنيد، مثلاً دانشگاه مي سازيم كه در آن به كلاس و آزمايشگاه برويم، ساختمان تجاري بنا مي‌كنيم كه محل خريد و فروش كالاهاي مختلف مي باشد و…
فاز 2: تهيه نقشه هاي اجرايي و گزارشات محاسبات فني
بعد از طي مراحل فوق بايد براي اجراي سازه نقشه هايي تهيه كنيم كه اين نقشه ها عبارتند از: نقشه هاي ديتايل، پلان طبقات، اگر سازه بتني باشد: چگونگي قرار گرفتن ميلگردها، نوع ميلگردي كه در ساختمان بايد استفاده شود، چگونگي اجراي راه پله ها، شيب بندي سقف پاركينگ، زير زمين و… حتي در نقشه هاي جديد براي شهرداري بايد طرح نما و چك ليست زلزله نيز ارائه شود و در سازه هاي فولادي نيز همين مسائل بايد مد نظر باشد.
به علاوه اينكه در نقشه هاي جديد سازه هاي فولادي، نوع تير آهن و نبشي ها، پليت‌ها (PLATES) نيز نمايش داده مي شود و نيز بايد تمام محاسبات فني آن، از نظر مقاومت سازه، مقاومت بنا در مقابل زلزله و… در دفترچه هاي محاسباتي ثبت شود.
فاز3: اجرا
پس از طي مراحل فوق الذكر سازه را طبق نقشه هاي اجرايي، اجرا مي كنيم. متاسفانه بدليل آشنا نبودن عوامل اجرايي با جزئيات نقشه ها و نكات ايمني كه در محاسبات لحاظ شده است به ندرت اجرا صد در صد مطابق نقشه ها است.
حرفه هايي كه براي ساخت يك سازه در ارتباط با يكديگر هستند:
نقشه بردار، شهرسازي، شهرداري، نقشه كشي، معماري، عمران، محاسب، محيط زيست ژئوتكنيك (زمين شناسي)، تاسيسات (مكانيك، الكترونيك، لوله كش، كانال كش و…)
كلياتي در مورد ساختمانهاي فلزي:
منظور از ساختن ساختمانهاي فلزي، ساختمانهايي است كه ستونها و تيرهاي اصلي آن از پروفيل هاي مختلف فلزي و بار سقفها، ديوارها و جدا كننده ها (پارتيشن ها) بوسيله تيرها اصلي به ستون منتقل شده و بوسيله ستونها به زمين منتقل مي گردد. در ايران معمولاً ستونها از تيرآهنهاي Iدوبل و يا بال پهن تكي مي باشد و همچنين براي اتصالات از نبشي- تسمه و… و براي زير ستونها از صفحه فولادي استفاده مي شود و معمولاً دو قطعه را بوسيله جوش به همديگر متصل مي نمايند. سقف اين نوع ساختمانها ممكن است تيرآهن و طاق خبري باشد و يا از انواع سقفهاي ديگر مثل تيرچه بلوك باشد.
براي پارتيشن ها مي توان مانن ساختمانهاي بتني از انواع آجر و يا قطعات گچي و يا چوب و يا سفالهاي تيغه اي استفاده نمود. در هر حال جدا كننده ها مي بايد از مصالح سبك انتخاب شوند.
در برخي از كشورها برخلاف مملكت ما براي اتصال قطعات از جوش استفاده نمي‌كنند بلكه بيشتر از پرچ و يا پيچ و مهره استفاده مي نمايند و براي ستونها نيز بجاي تير آهن از نبشي يا ناوداني استفاده مي كنند.
مزايا و معايب ساختمانهاي فلزي
1- اجراي اين نوع ساختمانها خيلي سريع پيشرفت مي نمايند، در صورتيكه براي ساختن ساختمانهاي بتني يا آجري زمان بيشتري لازم است.
2- ستونها و قطعات باربر ساختمانهاي فلزي فضاي كمتري را اشغال مي نمايند و اين خود باعث بوجود آمدن سطح مفيد زيادتر در ساختمانهاي فلزي مي گردد، در صورتيكه براي ساختمانهاي بتني مرتفع ناچار به ساخت ستونها و ديوارهاي قطور مي‌باشيم.
3- ساخت قطعات ساختمانهاي فلزي در خارج از محوطه كارگاه ممكن بوده و اين خود از لحاظ دقت كار و كيفيت بهتر قطعات و همچنين از لحاظ اقتصادي به صرفه مي باشد.
4- ساختن ساختمانهاي فلزي كمتر تابع آب و هوا و شرايط جوي است، در صورتيكه در مورد ساختمانهاي بتني شرايط فرق مي كند.
5- امكان تقويت ساختمان بعد از اتمام كار و بالاخره نزديك بودن فرضيات با عمل در ساختمانهاي فلزي از مزاياي آن مي باشد، زيرا بعضي از فرضيات كه در ساختمانهاي بتني مي كنيم به سختي با عمل همراه مي شود، از جمله همگن بودن بتن و فولاد و مساوي بودن تنش و كرنش اين دو ماده كه عملاً اين دو ماده همگن نيستند. ولي در ساختمانهاي فلزي چون از يك ماده استفاده مي كنيم، فرضيات به عمل نزديكتر است.
همه مواردفوق از مزاياي ساختمانهاي فلزي است ولي در عوض اين نوع ساختمانها در مقابل آتش سوزي بسيار ضعيف بوده و با كوچكترين حريقي كه در كنار ستونها ايجاد شود فوري فولاد گداخته شده و در مقابل بار وارده واكنش نشان داده و به سرعت ممانهاي موجود در قطعات افزايش يافته و ساختمان خراب مي شود.
به همين علت است كه در بعضي كشورها سازندگان ساختمانهاي فلزي مجبور هستندكه براي ساختمانها پله هاي بتني قرار دهند تا در موقع آتش سوزي ساكنان ساختمان بتوانند خود را نجات دهند.
ساختمانهاي فلزي در مقابل عوامل جوي و خورندگي بسيار ضعيف بوده و به همين علت داراي عمر كوتاهتري مي باشند و بالاخره به علت نازكي ديوارها ساختمان فلزي در مقابل حرارت و صوت عايق نيست.
ساختمانهاي بتني:
منظور از ساختمانهاي بتني ساختمانهايي هستند كه كليه اجزا اصلي آن (ستونهاي اصلي، پي ها و تيرها) از بتن و ميلگرد ساخته شده باشد. سقف اينگونه ساختمانها با انواع مختلف دالهاي بتني پيش ساخته، دالهاي بتني ريخته شده در محل تيرچه بلوك و يا دالهاي مركب (كامپوزيت) ساخته مي شوند.
مزايا و معايب ساختمانهاي بتني
ساختمانهاي بتني به علل زير مورد توجه مهندسين و شهرسازان قرار گرفته و روز به روز شاهد توسعه آن هستيم:
1- ماده اصلي بتن كه شن و ماسه مي باشد تقريباً در تمام طول نقاط كره زمين به حد وفور يافت مي شود. بنابراين روي اين اصل امكان ساختن سازه هاي بتني را ميسر مي سازد.
2- ساختمانهاي بتني در مقابل عوامل جوي از ساختمانهاي فلزي مقاومتر بوده و در نتيجه نسبت به ساختمانهاي فلزي داراي عمر مفيد طولاني تري مي باشند.
3- در برابر آتش سوزي مقاوم هستند.
4- به علت شكل پذيري بتن كه مي تواند به هر شكلي كه قالب آن تهيه مي شود، ساخته شود. ساختن ستون و پل به اشكال مختلف را ميسر مي سازد، به همين علت مهندسين معمار به اين نوع ساختمانها توجه بيشتري مي نمايند.
معايب اين نوع سازه ها علاوه بر مواردي كه در محاسن سازه هاي فلزي گفته شد اينست كه در اين سازه‌ها بعلت وزن سنگين كل سازه، نيروي زلزله روي آن تاثير بيشتري مي گذارد. اصولاً هرچه وزن سازه بيشتر باشد، تاثير نيروهاي وارده روي آن بيشتر است.
مراحل اوليه ساخت يك ساختمان
1- بازديد از زمين:
قبل از شروع هر نوع عمليات ساختماني بايد زمين محل ساختمان بازديد شده و وضعيت و فاصله آن نسبت به خيابانها و جاده هاي اطراف مورد بازرسي قرار گيرد و همچنين پستي و بلندي زمين با توجه به نقشه ساختمان مورد بازديد قرار گرفته، در صورتيكه ساختمان بزرگ باشد پستي و بلندي و ساير عوارض زمين مي بايد بوسيله مهندسين نقشه بردار تعيين گردد و همچنين بايد چاههاي فاضلاب و چاه آبهاي قديمي و مسير قنات هاي قديمي كه ممكن است در هر زميني موجود باشد تعيين شده و محل آن نسبت به پي سازي مشخص گردد و در صورت لزوم مي بايد اين چاهها با بتن و يا شفته پر شود و محل احداث ساختمان نسبت به زمين تعيين شده و نسبت به ريشه كني گياهان در آن محل اقدام گردد و خاكهاي اضافي به بيرون حمل گردد و بالاخره بايد شكل هندسي زمين و زواياي آن كاملاً معلوم شده و با نقشه ساختمان مطابقت داده شود.
2- پياده كردن نقشه:
پس از بازديد از محل و پاكيزه كردن محل اولين قدم در ساخت ساختمان پياده كردن نقشه مي باشد. منظور از پياده كردن نقشه يعني انتقال نقشه ساختمان از روي كاغذ بر روي زمين با مقياس 1:1 بطوريكه محل دقيق پي ها، ستونها و ديوارها و عرض پي ها روي زمين به خوبي مشخص باشد و همزمان با ريشه كني و بازديد از محل بايد قسمتهاي مختلف نقشه ساختمان به خصوص نقشه پي كني به خوبي مورد بررسي قرار گيرد و بعداًاقوام به پياده كردن نقشه گردد.
جهت پياده كردن ساختمانهاي مهم معمولاً از دوربينهاي نقشه برداري (تئودوليت) استفاده مي گردد و براي پياده كردن نقشه ساختمانهاي معمولي و كوچك از مته و ريسمان استفاده مي گردد.
رُپر
با توجه به اينكه هر نقطه از ساختمان نسبت به سطح زمين داراي ارتفاع معيني مي‌باشد كه بايد در طول مدت اجرا در همه زمان قابل كنترل باشد. براي جلوگيري از اشتباه قطعه بتني با ابعاد دلخواه در نقطه اي دورتر از محل ساختمان مي سازند بطوريكه در موقع گود برداري و يا پي كني به آن آسيب نرسد و در طول مدت ساختمان تمام ارتفاعات را با آن مي سنجند. به اين قطعه بتني اصطلاحاً رپر مي گويند.
گودبرداري
پس از پياده كردن نقشه و كنترل آن در صورت لزوم اقدام به گودبرداري مي نمايند. گودبرداري براي آن قسمت از ساختمان انجام مي شود كه در طبقات پايين تر از كف طبيعي ساختمان ساخته مي شود، مانند موتورخانه ها، انباري ها، پاركينگ ها و غيره در گودبرداري چنانچه محل گودبرداري بزرگ نباشد از وسايل معمولي مانند بيل و كلنگ و فرقون استفاده مي گردد. براي اينكار تا عمق معيني كه عمل پرتاب خاك با بيل امكان پذير باشد، خاك را به بيرون پرتاب مي كنند و عمل گودبرداري را انجام مي‌دهند. و بعد از آن پله اي ايجاد نموده و خاك حاصله را روي پله ريخته و از روي پله دوباره به خارج پرتاب مي كنند.
براي گودبرداريهاي بزرگتر استفاده از بيل و كلنگ صرفه اقتصادي و زماني ندارد و بهتر است از وسايل مكانيكي مانند لودر و بيل مكانيكي استفاده شود. در اين روش براي خارج كردن خاك از محل گودبرداري و حمل آن به خارج كارگاه معمولاً از سطح شيبدار استفاده مي كنند، بدين طريق كه در ضمن گودبرداري سطح شيبداري در كنارگودبرداري عبور كاميون ايجاد مي گردد كه بعد از اتمام كار اين قسمت توسط كارگر برداشته مي شود.
حال اين سوالي است كه تا چه عمقي بايد گودبرداري را انجام داد؟
ظاهراً حداكثر عمق مورد نياز براي گودبرداري تا روي پي مي باشد كه مي بايد محل پي هاي متمركز و نواري را با دست خاگبرداري نمود. ولي بهتر است كه گودبرداري را تا سطح زير پي ها ادامه بدهيم، زيرا در اينصورت اولاً براي قالب بندي پي‌ها آزادي عمل بيشتري داريم، در نتيجه پي ها تميزتر و درست تر خواهد بود و در نتيجه مي توانيم خاك حاصل از چاه كني و همچنين نخاله هاي ساختمان را در فضاي ايجاد شده بين پي ها بريزيم كه اين مطلب از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه مي‌باشد، زيرا معمولاً در موقع گودبرداري كار با ماشين صورت مي گيرد ولي براي خارج كردن نخاله ها و خاك حاصل از چاه فاضلاب از محيط كارگاره مي بايد از وسائل دستي استفاده كنيم كه اين امر مستلزم هزينه بيشتري نسبت به كار با ماشين است.
شيب ديواره‌هاي محل گودبرداري
از آنجا كه خاكهاي موجود بدليل ارزش ماسه اي كه دارند تحت زواياي مختلفي بطور عادي ريزش مي كنند، اين زاويه بايد در كارها در نظر گرفته شود. براي جلوگيري از ريزش ديواره هاي محل گودبرداري به داخل گود، معمولاً ديواره اطراف بايد داراي شيب ملايم كه با خط عمود زاويه اي به اندازه « » مي سازد باشد كه اندازه اين زاويه بستگي به نوع خاك محل گودبرداري دارد. هر قدر خاك محل سست‌تر و ريزشي تر باشد، اندازه زاويه بزرگتر خواهد شد.

نوع زمين اندازه زاويه
زمين دج 5
زمين سفت 10
زمين متوسط 30
زمين ماسه 45
زمين سست و خاك دستي بيش از 45

چون فاصله بين ديوار محل گودبرداري و ديوار ساختمان مجاور (زاويه ) مي‌بايست با مصالح ساختماني مانند شفته و يا بتن مگر يا… پر شود كه اين خود مستلزم هزينه مي باشد، لذا هرقدر اين زاويه كوچكتر باشد اقتصادي تر است. براي جلوگيري از اين هزينه هاي اضافي و اجتناب از شيب زياد از ديوارهاي حائل (مانع) استفاده مي شود كه بر دو نوعند:
1- ديوارهاي مانع چوبي 2- ديوارهاي مانع فلزي
خارج كردن آب از محل گودبرداري فيزيكي از مسائل مهم است كه اين عمل بوسيله سطل يا پمپ صورت مي گيرد.
پي‌كني
اصولاً پي‌ها به دو دليل انجام مي شود:
1- دسترسي به زمين بكر
با توجه به اينكه كليه بارهاي ساختمان بوسيله ديوارها يا ستون ها به زمين منتقل مي شود، درنتيجه ساختمان بايد روي زميني كه قابل اعتماد بوده و قابليت تحمل بار ساختمان را داشته باشد، بنا گردد. براي دسترسي به چنين زميني ناچار به ايجاد پي براي ساختمان مي باشيم.
2- محافظت پايه ساختمان
براي محافظه پايه ساختمان و جلوگيري از تاثير عوامل جوي در پايه ساختمان بايد پي‌سازي نمائيم، در اينصورت حتماً در بهترين زمينها نيز بايد حداقل پي‌هايي به عمق 40 تا 50 سانتيمتر حفر كنيم.
زمينهايي كه در آنها پي‌كني صورت مي گيرد به چند دسته تقسيم مي شوند:
1- زمينهاي خاكريزي شده- مقاومت اين زمينها بسيار كم بوده و قدرت مجاز آنها در حدود 80 گرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.
2- زمينهاي ماسه‌اي- مانند زمينهاي كنار دريا كه براي ساختن ساختمانهاي سبك مناسب هستند و در حدود 2/1-1 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع را تحمل مي كنند و در بعضي از زمينهاي سواحل دريا كه فاقد خاكهاي چسبنده مي باشند بيش از 500 را تحمل نمي كنند.
3- زمينهاي شني- اگر اين زمينها داراي دانه بندي خوب باشند بطوريكه دانه‌هاي ريز فضاي خالي بين دانه هاي درشت تر را پر نموده و توليد جسم توپر و متراكمي كرده باشد و اين دانه بندي بوسيله ماده چسبنده بهم متصل باشد براي ساختمان بسيار مناسب بوده و مقاومت مجاز آن در حدود 5/2 و گاهي 5/3 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.
4- زمينهاي رسي- اين زمينها به دو دسته تقسيم مي شوند كه عبارتند از:
الف- زمينهاي رس خشك كه فشاري در حدود 5/1 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع را تحمل مي نمايند، مانند زمينهاي جنوب تهران.
ب- زمينها رس تر اين زمينها بواسطه بوجود آب فراوان داخل خاك داراي سستي‌هاي زياد بوده و قدرت مجاز آن بر حسب درصد آب موجود در آن متفاوت است. بايد توجه نمود كه اعداد داده شده در فوق براي مقاومت مجاز زمين در خاكهاي مختلف كاملاً تقريبي بوده زيرا تعيين مقاومت مجاز خاك به عوامل ديگري از قبيل آبهاي تحت الارضي و درصد خاكهاي چسبنده و غيره نيز بستگي دارد.
ابعاد پي
عرض و طول و عمق پي‌ها بستگي به وزن ساختمان وقدرت تحمل خاك محل ساختمان دارد. در ساختمانهاي بزرگ قبل از شروع كار بوسيله آزمايشات مكانيك خاك قدرت مجاز تحملي زمين را تعيين نموده و از روي آن مهندس محاسب ابعادي راتعيين مي نمايد. ولي در ساختمانهاي كوچك كه آزمايشات مكانيك خاك انجام نمي‌شود بايد از مقاومت زمين در مقابل بار ساختمان مطمئن باشيم. اغلب مواقع قدرت مجاز تحملي زمين براي ساختمانهاي كوچك با مشاهده خاك پي و ديدن طبقات آن و طرز قرار گرفتن دانه ها بر روي همديگر و يا با ضربه زدن بوسيله كلنگ به محل پي قابل تشخيص مي باشد. گاهي اوقات نيز براي بدست آوردن اطمينان بيشتر مي توان اقدام به آزمايشات ساده محلي كرد.
بعد از آن كه پي‌كني پايان پذيرفت لازم است نسبت به تميز كردن زمين و قالب بندي پي براي بتن ريزي اقدام شود. در تميز كردن پي اگر هرگونه بوته گياهي يا آشغال وجود داشت برداشت شود و كف پي عاري از هرگونه چيزي و كاملاً صاف باشد.
بتن مگر
بتن مگر به آن بتن لاغر مي گويند (حدود 10 سانتي‌متر)كه مقدار سيمان در اين بتن حدود 100 الي 150 كيلوگرم در مترمكعب است. به اين بتن، بتن پاكيزگي هم مي‌گويند.
علت هاي استفاده از بتن مگر در پي‌ها عبارتند از:
1- جلوگيري از تماس مستقيم بتن اصلي پي با خاك.
2- براي ايجاد سطحي صاف در كف پي براي ادامه پي‌سازي.
البته در اين پروژه طبق صحبتهايي كه با عوامل اجرايي و معمار انجام دادم، در اين منطقه تهران بدليل قرا گرفتن در بافت قديمي شهر در اجراي پي‌كني با مشكلاتي از قبيل وجود 7-8 چاه در زمين روبرو بوده اند كه پركردن اين چاهها با شفته و هموار كردن زمين و دسترسي به سطحي صاف مستلزم صرف هزينه و وقت است.
همچنين مشكل ديگر اين بود كه همسايه ها ديوار نداشتند و وقتي ديوار را تخريب مي كردند خطر ريزش ديوار همسايه وجود داشت و براي ديوار چيني بسيار به زحمت افتاده بودند، چون هر لحظه احتمال ريزش وجود داشت.
يك ساختمان بتني داراي قسمتها و اجزاء مختلفي است كه در زير نامبرده مي شوند:
1- پي
2- ستون
3- تيرهاي اصلي
4- سقف
5- ديوار
همچنين براي ساخت يك ساختمان بتني به چند كارگاه نياز داريم كه عبارتند از:
1- كارگاه قالب بندي
2- كارگاه آرماتور بندي
3- كارگاه تهيه بتن
4- كارگاه تهيه شن و ماسه
قالب بندي
قالب‌هايي كه براي بتن ساخته مي شود اغلب چوبي مي باشد ولي براي كارگاههاي سري سازي از قالبهاي فلزي استفاده مي گردد. قالب ها و داربستهاي زير آن علاوه بر شكل دادن به بتن وزن آنرا نيز تا زمان سخت شدن تحمل مي نمايد. بدين لحاظ اگر در اجراي آن دقت كافي نشود ممكن است در موقع بتن ريزي واژگون شده موجب ايجاد خسارت شود.
در ساختمانهاي بزرگ براي قالب بندي نيز بايد محاسبه انجام گرفته و نقشه اجرايي تهيه گردد ولي در ساختمانهاي كوچك به علت كمي حجم بتن احتياج به محاسبه و تهيه نقشه براي قالب بندي و داربست آن ندارد.
تخته و چوبي كه براي قالب‌بندي مصرف مي شود بايد كاملاً خشك بوده و در برابر رطوبت تغيير شكل ندهد، زيرا تغيير شكل قالب موجب تغيير شكل بتن گشته و در شكل تيرها و ستونها و همچنين ممانهاي وارده بر آنها موثر مي باشند. در ايران معمولاً از تخته اي كه به نام چوب روسي معروف مي باشد، براي قالب بندي استفاده مي‌نمايند.
اين تخته ها بايد به اندازه كافي نرم باشند تا در موقع نجاري دچار اشكال نشويم و از طرفي بايد آنچنان محكم باشد كه بتواند وزن بتن و آرماتورها وكارگران بتن ريز و وسائل بتن ريزي از قبيل چرخ دستي- ويبراتور و… را به خوبي تحمل نمايد.
تخته هايي كه براي قالب بندي مصرف مي شوند بايد از نوع چوبهاي صمغدار يا جنگلي يا مشابه باشد و مصرف چوب سفيد جز براي قالب شالوده و يا قالب بتن هاي بدون آرماتور مجاز نيست و داربست بايد به اندازه كافي محكم و انعطاف ناپذير باشد بطوريكه بعد از ريختن بتن تغيير شكل ندهد.
داربست
براي داربست و نگهداري قالب از چوب گرد كه به آن تير چوبي هم مي گويند استفاده مي نمايند. براي پايه ها و پشت بندها مي توان از چوب سفيد استفاده نمود. قطر اين پايه ها حداقل نبايد از cm10 كمتر باشد. اين پايه ها تا ارتفاع m4 مي ابيد يكپارچه بوده و از m4 به بالا مي تواند وصله دار باشد. ولي نسبت پايه هاي وصله‌دار به تعداد كل پايه ها نبايد از 3/1 تجاوز كند. اگر اتصال دو قطعه چوب به هم بوسيله لوله انجام شود حداقل طول اين لوله m60 بوده و قطر داخلي آن يك سانتيمتر از قطر چوب بيشتر باشد، بطوريكه نصف طول لوله در هر قطعه چوب قرار گيرد. ضمناً اتصال بايد بوسيله چهار پيچ و مهره حداقل به قطرmm10 تكميل گردد.
قالب بندي سقف
در مورد سقف ساختمانهاي بتني آنچه در ايران معمول است اغلب تيرچه بلوك مي‌باشد. گاهي هم از دال بتني پيش ساخته و يا بتن ريخته شده در محل استفاده مي‌نمايند. در مورد دال بتني پيش ساخته و يا بتن ريخته شده احتياج به قالب بندي نيست زيرا كارخانه سازنده با توجه به دهانه ها و بارهاي زنده و مرده قطعه را به عرض حدود يك متر ريخته و با جرثقيل در محل روي تيرهاي اصلي كه قبلاً ريخته شده و كاملاً سخت گرديده قرار مي دهند. ولي در مورد سقفهاي بتني ريخته شده در محل و سقفهاي تيرچه بلوك براي هر كدام احتياج به قالب بندي مخصوصي مي باشد.
براي سقفهاي بتني كه احتياج به قالب بندي مفصل تر و محكم تر دارد، معمولاً از به هم ميخ كردن تخته ها و تشكيل صفحه اي به ابعاد مورد نياز استفاده مي كنند كه اين تخته ها را روي داربست هاي چوبي قرار داده آنگاه شبكه هاي فلزي را روي آن قرار مي دهند و بتن ريزي مي نمايند. در مورد داربست سقف و تيرهاي اصلي در طبقه هم كف كه پايه هاي چوبي روي زمين قرار مي گيرد و حتي ممكن است كه اين پايه ها روي خاك دستي واقع شود در اثر وزن بتن كه به پايه ها منتقل مي شود اين پايه ها نشست كرده و تير بتني و يا سقف از جاي خود حركت نموده و از تراز خارج شده و در نتيجه شكم بر مي دارد. براي جلوگيري از اين مطلب بايد حتماً زير اين پايه ها تخته‌هايي به ضخامت cm5-4 و بعضي حدود cm20 و به طول حدود m4 قرار داد تا فشار وارده از تير يا سقف در اثر وزن بتن نقطه اي نبوده و به سطح منتقل شده و خطر نشست پايه ها را كمتر نمايد. به اين تخته ها، تخته هاي زير سري گويند.
براي تنظيم قالب بندي و سهولت در قالب برداري از گوه استفاده مي نمايند، بدين طريق كه اگر دوعدد گوه زير هر پايه قرار مي دهند و بوسيله چكش آنرا در جاي خود محكم كرده و آنگاه آنرا بوسيله گچ در جاي خود محكم مي كنند تا خطر هر گونه جابجايي به حداقل برسد. بوسيله همين گوه ها تراز تير و يا سقف را نيز تكميل مي‌نمايند. گوه بايد از چوب سخت مانند بلوط و يا گردو باشد و بوسيله يك عدد ميخ 5/7 سانتيمتري تثبيت شود. حداكثر شيب گوه يك به چهار مي باشد و حداقل ضخامت انتهاي باريك آن يك سانتيمتر است و حداقل عرض آن مساوي تيري است كه روي آن قرار مي گيرد. گذاشتن پايه روي آجر خشكه مجاز نيست.
گوه قطعه چوب با سطح شيبدار است كه در قالب بندي ساختمانهاي بتني زير تيرهاي چوبي قرار مي دهند. در مورد سقفهاي تيرچه بلوك احتياج به بستن تمام سقف با تخته نيست فقط بايد كمتر تيرچه ها به فاصله هاي 5/1 تا 2 متر بسته شود تا از شكم دادن آنها جلوگيري شود.
آرماتور بندي
آرماتور بندي از حساس ترين و با دقت ترين قسمتهاي بتني مي باشد، زيرا همانطوريكه مي دانيم كليه نيروهاي كششي در ساختمان بوسيله ميلگردها تحمل مي‌شود، بدين لحاظ در اجراء آرماتور بندي ساختمانهاي بتني بايد نهايت دقت به عمل آيد.
براي تعيين قطر و تعداد ميلگردهاي هر قطعه بتني دو منبع تعيين كننده وجود دارد: اول- محاسبه، دوم- آئين نامه.
در مورد اول مهندسن محاسب با توجه به مشخصات قطعه بتني قطرهاي ميلگرد را تعيين نموده و در نقشه هاي مربوطه مشخص مي كنند، آئين نامه مورد استفاده در طارحي ها آئين نامه هايي مي باشند كه توسط موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران پيشنهاد شده است. كارگاه آرماتوربندي بايد در قسمتي جدا از كارگاه اصلي تشكيل گردد.
در كارگاههاي كوچك آرماتورها را با دست خم مي كنند ولي در كارگاههاي بزرگ خم كردن آرماتور بوسيله ماشين انجام مي شود. مسئول كارگاه آرماتوربندي بايد از روي نقشه تعداد و شكل هر آرماتور را تعيين نموده و به كارگران مربوطه داده و خم كردن هر سري را دقيقاً زير نظر داشته باشد.
در كارگاههاي بزرگ بايد حد رواني، تاب كششي و ازدياد طول نسبي، گسيختگي ميلگردها بوسيله آزمايشگاه تعيين گردد و به اطلاع مهندس محاسب و مهندس كارگاه برسد. ولي در كارگاههاي كوچك كه مصرف كل آرماتور آن از ton50 بيشتر نيست اين كار لازم نمي باشد. اگر ميلگرد خميدگي موضعي داشت مي بايد اين خميدگي ها قبلاً صاف گردد و بعد اقدام به شكل دادن آرماتور شود.
بايد توجه شود كه براي صاف كردن ميلگردها به هيچ وجه چكش كاري مجاز نمي‌باشد.
سر ميلگردهاي كف (مش) يا بصورت گونيا مي باشد و يا بصورت قلاب خواهد بود. از نظر اجرا اين دو تفاوتي با هم ندارند.
حال دو سوال در اينجا مطرح است، اول اينكه چرا اين ميلگردها بصورت شبكه وجود دارد؟
دوم اينكه چرا در اجرا حدود 5-10 سانتيمتر با بتن مگر فاصله دارند؟ پاسخ به اين دو سوال را مي توان در توضيحات زير جستجو كرد.
تارهاي كششي در پي هاي نقطه اي در كف پي برده و ميلگردها را در دو جهت به صورت مشبك روي بتن مگر قرار مي دهند براي اينكه اثر خود را در بتن داشته باشند. در گذاشتن اين شبكه ها سعي مي شود با خرده هاي آجر يا در اين ساختمان با بالشتكهاي بتني كه داخل آن يك سيم مفتول قرار دارد و اضافه سيم حدود 5 سانتيمتر بيرون آمده است را در زير شبكه ها قرار دهند تا فاصله دلخواه از بتن مگر ايجاد شود.
توجه شود كه فاصله ميلگردها بايد يكنواخت و در حدود 10 سانتيمتر باشد در موقع بتن ريزي دانه هاي درشت داخل بتن به راحتي از آن عبور نمايند.
شماره ميلگرد مورد استفاده و طول گونياي آن بستگي به باري دارد كه بر پي قرار مي گيرد و بايد توسط مهندس طراح، طراحي شود.
يك نكته مهم!
ميلگردهايي كه در داخل بتن قرار مي گيرند نبايد رنگ آميزي شده و يا به روغن آغشته شود. همچنين وجود نفت يا گازوئيل روي فولادها مانع چسبيدن بتن و فولاد به يكديگر شده و كاهش 25 درصدي مقاومت فشاري را به همراه خواهد داشت.
علت استفاده از شناژ آنست كه پي هاي نقطه اي به همديگر وصل بوده و در موقع نشست ساختمان يا تكانهاي ناگهاني با همديگر كار كنند. ضمناً براي اينكه درگيري شناژ با شبكه ميلگرد بيشتر باشد و شناژ تكان نخورد توسط ميلگردهايي بنام خرك آنها را به هم ارتباط مي دهند.
حداقل ارتفاع پي نقطه اي در محل تلاقي با ستون 30 سانتيمتر و حداقل ارتفاع آن در لبه پي نبايد از 15 سانتيمتر كمتر باشد ولي بايد ارتفاع پي هاي نقطه اي در هر مورد با توجه به بار وارده بوسيله مهندس محاسب تعيين و در نقشه محاسباتي قيد شود.
پي هاي نقطه اي تا ارتفاع 40 سانتيمتر را بايد بصورت يك پله اجرا نموده و از 40 تا 125 سانتيمتر را مي توان بصورت دو پله و از ارتفاع 125 سانتيمتر به بالا را مي‌توان بصورت چند پله اجرا نمود. در هر حال پله ها بايد طوري باشد كه اگر از انتهاي ستون خطي به زاويه 45 رسم نمائيم اين خط داخل پله ها قرار گيرد.
اگر پيه نقطه اي بصورت مستطيل باشد حداقل نسبت ابعاد آن نبايد از يك به سه متر كمتر باشد، پي هاي نقطه اي حداقل بايد از دو جهت بوسيله شناژ بتني به پي‌هاي همجوار خود متصل باشند. حداقل ابعاد اين كلاف بتني بايد 30 سانتيمتر بوده و بوسيله 4 ميلگرد طولي به قطر 12 ميليمتر مسلح باشد، اين فولادهاي طولي بايد با فولادهاي عرضي به قطر حداقل 5 ميليمتر و به فاصله حداكثر 25 سانتيمتر به يكديگر بسته شوند و اين قفسه بافته شده شناژ بايد در تمام طول پي ادامه يافته و به شناژ طرف ديگري متصل شود، حداقل بتن روي قفسه شناژ 30 سانتيمتر مي باشد.
فاصله ميلگردهاي شالوده نبايد از 10 سانتيمتر كمتر باشد و حداقل قطر ميلگردهاي داخلي شالوده نبايد از 10 ميليمتر كمتر باشد آرماتورهاي كف شالوده بايد در دو جهت در تمام بعد شالوده ادامه يابد، ولي اگر طول پي از 3 متر تجاوز نكند مي توان آرماتورها يك در ميان كوتاهتر اختيار نمود ولي طول آرماتورهاي كوتاه شده نبايد از 8/0 طول اصلي آن كمتر باشد.
اين آرماتورها بايد بوسيله خاموت به يكديگر متصل شده و داخل پي بخوبي مستقر شود و يا بعبارت ديگر با خاموتهاي ستون تا داخل پي ادامه يابد.
طول آن قسمت از آرماتور ريشه كه بايد از پي بيرون قرار گيرد تا ميلگردهاي ستون به آن بسته شود، بايد بوسيله مهندس محاسب تعيين گردد ولي هيچگاه نبايد از 50-60 سانتيمتر كمتر باشد.
اگر نتيجه محاسبات بيشتر از اعداد داده شده در اين قسمت باشد بايد از اعداد بدست آمده بوسيله محاسبات استفاده شود. قبل از بتن ريزي بايد حتماً يك بار ديگر فاصله محور تا محور ريشه ها كنترل شده و با نقشه مطابقت گردد. كليه ميلگردهاي ديگر نيز بايد كنترلي شود. كف پي و اطراف آرماتورها بايد كنترل شود و مواد زائد از آن خارج شود. بستهاي اتصال مي بايد كنترل شود.
در موقع قالب برداري پي بايد دقت شود تا به بتن تازه ريخته شده شالوده آسيبي نرسد و قالبها تكه به تكه به آرامي جدا شود، اگر از قالب آجري استفاده شده و ورقه نايلون روي آجر كشيده نشده بهتر است از آجرها صرفنظر شده و اقدام به برداشتن آجر نمائيم، زيرا در اينصورت آجر و بتن به همديگر كاملاً چسبيده و جدا كردن آن غير ممكن مي باشد.
ستون
بعد از بتن ريزي پي قفسه آرماتورهاي ستون را كه از قبل بافته و آماده شده است به آرماتورهاي ريشه متصل مي نمايند. اين كار بايد حداقل 3-4 روز بعد از بتن ريزي پي انجام شود، زيرا در غير اينصورت با توجه به اينكه بتن پي هنوز سخت نشده است در اثر لنگر آرماتورهاي ستون ميلگردهاي ريشه از جاي خود تكان خورده و پي متلاشي مي شود. تيرهاي چوبي در پاي ستون هيچ وقت نبايد بوسيله ريختن بتن تثبيت شود.
آنگاه قالبهاي فلزي يا چوبي را كه قبل از بتن ريزي آماده نموده اند، در اطراف ستون قرار داده و آنرا بوسيله سيم ناري و ميخ و يا ميلگردهاي مخصوص به همديگر متصل مي نمايند، آنگاه اگر شاقول بود بوسيله چهار عدد تير چوبي در جاي خود مستحكم مي گردد.
بهتر است تيرهاي چوبي از بالا بوسيله ميخ و يا ميلگردهاي مخصوص بهم وصل نمايند، آنگاه آنرا شاقول كرده و بوسيله 4 عدد تير چوبي در جاي خود محكم مي‌كنيم. پاي آنرا در روي زمين بوسيله گچ محكم مي نمايند هيچگاه نبايد براي تكيه گاه اين تيرهاي چوبي از ستونهاي بتني ديگر كه تازه ريخته شده است استفاده نمود. بعد از تثبيت كامل ستونهاي بتني ديگر كه تازه ريخته شده است بايد بوسيله تيرهاي ديگر آنها را مهار كنيم.
بتن ريزي
يكي از حساسترين مراحل در پي سازي مرحله بتن ريزي آنست و يكي از حساسترين بتن ريزيها، بتن ريزي پي مي باشد زيرا تمام نيروي ساختمان و وزن آن به پي منتقل مي شود و لذا بايد سعي شود كه در بتن ريزي پي دقت كافي به عمل آيد. عيار بتن فنداسيون معمولاً 350 كيلوگرم بر مترمكعب سيمان است.
يك نكته قابل توجه آنست كه بتن را مستقيماً نمي توان داخل قالب آجري ريخت، زيرا آجر آب بتن را جذب مي كند و بتن را از بين مي برد و لذا اگر ديده باشيد روي ديوار آجري پلاستيك مي كشند. در پلاستيك كشيدن بايد دقت نمود كه لبه پلاستيك روي بتن مگر قرار نگيرد، زيرا وقتي بتن ريزي انجام مي شود باعث جدايي بتن مگر با بتن اصلي مي شود. بتن بايد بطور يكپارچه تمام فضاي خالي و گوشه هاي قالب را پر نموده و آرماتور را احاطه نمايد. اين خواص معمولاً بوسيله لرزاندن تأمين مي شود.
از نظر ويبره كردن بتن بايد خيلي دقت نمود كه ويبره بيش از حد كم يا زياد نباشد، زيرا اگر ويبره كردن كم باشد باعث مي شود هوا و خلل و فرج داخل بتن زيادتر از حد نرمال باشد و بتن خاصيت مورد نظر را نخواهد داشت. همچنين اگر ويبره بيش از حد باشد دانه بندي بتن خراب مي شود و بتن خاصيت مطلوبي نخواهد داشت. همچنين مقدار آبي كه براي اختلاط در نظر مي گيرند نيز در مقاومت بتن بسيار موثر است. در بتن ريزي بعضي از جاها مشاهده كرده ام كه هنگامي كه بتن ريزي انجام مي‌شود مرتب به داخل بونكر آب اضافه مي كنند.
البته بتن ريزي به روشهاي مختلفي از جمله دستي يا با پمپ انجام مي گيرد كه توضيح چگونگي آن مقدور نمي باشد.
اجراي سقف تيرچه بلوك
به دو صورت مي توان سقف را پوشش داد يكي طاق ضربي و ديگري تيرچه بلوك چون كار ساختماني كارآموزي كلا از سقف تيرچه بلوك بوده در مورد اين سقف توضيح مي دهيم. در اول اجزاي يك سقف تيرچه بلوك را تشريح مي كنيم و بعد مراحل مختلف اجرا را توضيح مي دهيم.
اجراي تشكيل دهنده يك سقف تيرچه بلوك عبارتند از:
الف: تيرچه ب: بلوك ج: ميلگرد ممان منفي د: ميلگرد حرارتي
ه: كلاف عرضي قلاب اتصال ز: بتن ريزي
تيرچه
متداولترين نوع تيرچه در ايران تيرچه هاي بتني است تيرچه هاي معمولي با خرپا مسلح مي شوند خرپا هم از سه قسمت تشكيل مي شود.
الف: ميلگردهاي كف خرپا كه قطر آن طبق محاسبه بدست مي آيد توجه شود كه ممانهاي مثبت تيرچه به سيله همين ميلگردها تحميل مي شود براي اينكه اين ميلگردها در موقع بتن ريزي تيرچه جابجا نشود بهتر است آنها را بوسيله يك يا چند ميلگرد عرضي بهم ديگر قلاب كرده يا جوش بدهيم.
ب: ميلگردهاي فوقاني خرپا كه اين ميلگردها معمولاً نمره 8 تا 12 مي باشد و داخل بتن سقف قرار مي گيرد.
ج: ميلگردهاي مارپيچ يا ميلگردهاي مهاري خرپا كه ميلگرد كف را به ميلگرد فوقاني متصل مي كند برحسب اينكه اين ميلگرد به ميلگردهاي كف و فوق جوش داده شود و يا قلاب شود تيرچه را جوشي يا قلابي گويند البته تيرچه جوشي بدتر از تيرچه قلابي است زيرا بعد از يك مدتي ممكن است جوش آن كنده شود اما در تيرچه قلابي چنين حالتي وجود ندارد.
حال خرپاي ساخته شده را داخل قالب فلزي قرار داده آنگاه بتني با عيار 400 الي 450 كيلوگرم تهيه نموده و قالب را كه در حدود cm10 پهنا و cm4 ارتفاع دارد از اين بتن پر كرده و به وسيله ميز لرزاننده آنرا ويبره مي نمائيم و بعد آن را از قالب در آورده و داخل آب قرار مي دهيم تا بتن فعل و انفعالات شيميايي را به خوبي انجام دهد بعد از اين مرحله تيرچه قابل استفاده است بايد دقت كرد كه در حمل تيرچه نبايد به بتن‌هاي تيرچه آسيب ببيند زيرا خسارت جبران ناپذيري دارد.
بلوك
بلوكهاي مورد استفاده در سقفهاي تيرچه بلوك معمولاً بتني يا سفالي است و هيچ گونه باري را تحمل نمي كنند و فقط بعنوان مورد استفاده قرار مي گيرند ضمن اينكه بلوكهاي سفالي سبك تر بوده و بار كمتري را به سقف وارد مي كنند.
عرض بلوكها معمولاً 40 سانتيمتر بوده و گاهي آن را تا 60 سانتيمتر مي سازند ارتفاع آنها را تابع ضخامت سقف و بار سقف مي باشد و بين 20 الي 25 سانتيمتر مي باشد.
همان كه در شكل مي بينيد بلوكهاي داراي لبه اي هستند كه بوسيله آن بر روي تيرچه قرار مي گيرند.
يك نكته اجرايي و معماري: اگر از تيرچه با قالب سفالي استفاده مي شود بهتر است از بلوك سفالي نيز استفاده گردد. زيرا به علت همرنگ بودن مصالح بعد از سفيد كاري سقف ايجاد سايه نمي كند.
ميلگردهاي ممان منفي
اگر فرض شود كه تكيه گاه تيرچه ها گيردار است در نتيجه در محل تكيه گاه مماني ايجاد خواهد شد كه مي بايستي به وسيله ميلگردي مهار شود و تحميل گردد.
بدين جهت اگر دو عدد تيرچه به يك تير منتهي شود ميلگرد فوقاني تيرچه ها را بوسيله قطعه ميلگردي به طول توسط مهندس محاسبه حساب مي گردد به همديگر متصل مي نمائيم در آخرين خانه كه تيرچه به يك تير ختم مي گردد نيز ميلگردي را بصورت گونيا خم نموده و به پشت تير آهن مي اندازيم و چند جاي آنها را با سيم آرماتوربندي مي بنديم.
ميلگرد حرارتي
بعد از تمام شدن كارگذاري تيرچه ها و بلوكها يك سري ميلگرد در جهت عمود بر ميلگردهاي بالاي تيرچه به فاصله تقريبي 25 الي 40 سانتيمتر قرار مي دهند قطر اين ميلگردها توسط مهندس محاسب تعيين مي گردد. به اين ميلگردها ميلگردهاي حرارتي گويند.
در بعضي از موارد علاوه بر اين ميگلردها باز ميلگردهايي در جهت خود ميلگردهاي فوقاني تيرچه مي گذارند يعني شبكه اي توري شكل را روي سقف ايجاد مي‌كنند.
كلاً ميلگردهاي حرارتي براي توزيع با رو جلوگيري از ترك خوردن بتن سقف در اثر تغيير حجم بتن ناشي از تغيير درجه حرارت مورد استفاده قرار مي گيرد.
كلاف عرضي
طبق آئين نامه بتن ايران از دهانه 2/4 متر به بالا در وسط دهانه بين بلوكها (عمود بر جهت تيرچه) فاصله در حدود ده سانتيمتر قرار مي دهند و زير اين فاصله را تخته‌اي قرار داده و درون اين فاصله را حداقل با دو ميلگرد يكي در پائين و ديگري در پائين پر مي كنند ميلگرد بالا را به ميلگردهاي بالايي تيرچه مي بندند و ميلگردهاي پائيني را به ميلگردهاي هفت و هشت تيرچه مي بندند.
اين فضا بعد از آنكه بوسيله بتن پر شد مانند تيري عمود بر تيرچه‌ها قرار گرفته و در مقابل ممانهاي وسط تيرچه مقاومت خواهد نمود.
براي دهانه هاي بيش از 6 متر و دو عدد كلاف عرضي با فاصله هاي مناسب در نظر مي گيريم.
قلاب اتصال
در ساختمانهايي كه اسكلت فلزي است ميلگردهاي تيرچه روي نيمي از بال پل قرار مي گيرند كه پهناي آن زياد نمي باشد.
در شرايط عادي اين تكيه گاه كافي است ولي اگر سقف در اثر نيروي زلزله جابجا شود تيرچه از تكيه گاه خود خارج شده و سقف سقوط خواهد نمود.
براي جلوگيري از اين عيب ميلگردهايي كه قطر آنها توسط مهندس محاسب تعيين مي گردد را به شكل زير خم كرده و به وسيله آن تيرچه و آهن پل را به هم متصل مي‌كنند.
گذاشتن اين ميلگردها براي ساختمانهاي با اسكلت فلزي الزامي است و ليكن در بعضي از موارد اجرا نمي شود.
بتن ريزي
پس از اينكه كليه كارهايي كه در بالا به آن اشاره شد انجام گرديد نوبت به بتن‌ريزي مي شود قبل از بتن ريزي بايد يك بار ديگر سقف بازديد شده و در صورت بي عيب بودن كار اقدام به بتن ريزي نمائيم.
بهتر است بتن ريزي سقف در يك روز انجام شود اما اگر در يك روز هم انجام نگرفت بهتر آن است كه محل قطع بتن بر روي بلوكها باشد نه روي تيرها و شاه تيرها در اين مرحله راجع به مراحل مختلف اجراء توضيح مي دهيم.
در اجرا تيرچه ها را به فاصله تقريبي 40 سانتيمتر از همديگر قرار مي گيرند و بعد از گذاشتن هر تيرچه فاصله آن را تا تيرچه بعدي بوسيله گذاشتن يك عدد بلوك در ابتدا و يك عدد در انتهاي آن تنظيم مي نمايند از دهانه 2/4 به بالا كار گذاشتن ميلگردهاي كلاف عرضي اجباري مي باشد كه در مورد نحوه اجراي آن توضيح داده شود كه حداقل عرض اين كلافها 10 سانتيمتر و حداقل بايد به دو عدد ميلگرد مجهز باشد.
در محل اتصال تيرچه به تير اصلي بايد ميلگردهاي تيرچه حدود 15 سانتيمتر لخت شده و روي ديوار قرار گيرد كه بعد از اين قسمت به وسيله بتن سقف پوشيده مي‌شود ضمناً اينكه نبايد ميلگرد تيرچه را به تير اصلي جوش داد.
حال نوبت به اين رسيد كه چه جاهايي لوله عبور مي كند و چه جاهايي كانال كولر يا غيره. اگر در سقف نياز به عبور لوله باشد در وسط بلوك سوراخهايي را ايجاد كرده و غلاف عبور مي دهيم حاكل اگر در سقف نياز به فضايي به اندازه حدود يك بلوك باشد آن بلوك را 90 درجه چرخانده و در جهت سوراخ آن قرار مي دهيم بعد از بتن‌ريزي بلوك را بر مي داريم فضاي خالي نمايان مي شود ولي چنانچه به دهانه اي بيش از يك بلوك نيز پيدا كرديم بايد با قطع تيرچه در آن محل و مهار كردن ميلگردهاي تيرچه در آرماتورهاي عرضي محل فضاي خالي را بوجود آورد.
بعد از بلوك چيني و كارهايي كه انجام شد نوبت به كارگذاري ميلگرد ممان منفي تكيه گاه مي رسد اين ميلگردها تيرچه مقابل را بهم ديگر وصل مي نمايند بايد به ميلگرد فوقاني تيرچه ها بسته شود بايد دقت نمود كه تيرچه هاي دو طرف يك پل حتماً مقابل همديگر قرار گيرند تا بتن ميلگردهاي منفي تكيه گاه به سهولت امكان پذير باشد.
چنانچه اجباراً تيرچه ها مقابل يكديگر واقع نشدند بايد براي هر تيرچه ميلگرد ممان تكيه گاه جداگانه اي در نظر گرفت و جداگانه به تيرآهن مهار نمود مثل تير كنسول كه قبلاً توضيح داده شد.
بعد از كار گذاشتن ميلگردهاي ممان منفي تكيه گاه نوبت به كارگذاري ميلگردهاي افت و حرارت مي شود اين ميلگردها را در هر دو جهت به صورت شبكه طبق طريقه‌اي كه گفته شد را نصب مي كنيم.
حال در اين مرحله نوبت به بتن ريزي مي رسد اما قبل از بتن ريزي مي بايستي دور سقف را بوسيله قالب تخته اي يا فلزي بست ضمن آنكه بايد قبل از بتن ريزي و روي بلوكها را آب پاشي نمود تا سيراب شده و آب تن را نمي كيد. موجب فساد در بتن شود حال شروع به بتن ريزي مي نماييم در موقع بتن ريزي تيرهاي اصلي و تيرهاي فرعي مما تيرهايي كه خود با ميلگرد درست كرديم يا به اصطلاح تيرهايي كه با ميلگرد كلاف عرضي درست مي شوند) بايد حتماً از ويبراتور استفاده شود با دقت شود كه فاصله بين بلوكها كه تيرچه قرار دارد از بتن كاملاً پر شود كلفتي بتن روي سقف بايد يكنواخت بوده و بايد در ضمن بتن ريزي وق بل از آكه بتن كاملاً ساخت شود روي آن بوسيله ماله كشي كاملاً تخت گردد حداقل ضخامت بتن روي بلوك بايد 5 سانتيمتر باشد.
بعد از بتن ريزي سقف در اين مرحله نوبت به محافظت و نگهداري بتن مي رسد. محافظت و نگهداري از بتن به اين معنا مي باشد كه مرتب بتن را در معرض آب قرار داده تا واكنش هاي شيميايي داخل بتن به خوبي انجام شود براي اين منظور و براي اينكه آب به همه نقاط بتن برسد سطح تن را با ماسه ور يك فضا بندي نموده و بعد از 3 الي 4 ساعت از بتن ريزي داخل اين فضاها را آب مي اندازيم زيرا در غير اينصورت سطح بتن ترك خورده و موجب نفوذ هوا به داخل بتن مي شود و آرماتور بكار رفته در داخل بتن در معرض خورندگي قرار مي گيرد و در نتيجه سقف از بين خواهد رفت.

اجراي بتن سبك براي شيب بندي اماكن مختلف
در اول بايد بدانيم بتن سبك چيست و بعد شيب بندي چه فايده اي دارد.
بتن سبك چيست؟
بتن سبك بتني است از سيمان و دانه هاي سبك (ماند پوكه هاي معدني و غيره) كه وزن مخصوص آن از دانه هاي سنگي كمتر مي باشد تشكيل شد. اين بتن باربر نبوده و فقط براي پر كردن فضاهاي خالي كه باري به آن وارد نمي شود مورد استفاده قرار مي‌گيرد مانند شيب بندي پيشت بام و… بتن سبك را با خرده آجر هم نيز مي‌توان ساخت.
حال كه فهميدم بتن سبك چيست به سراغ اجراي شيب بندي مي رويم شيب بندي در كف سرويسهايي كه كف شور كار گذاشته مي شود و همچنين در پشت بام براي جمع آوري آب باران پشت بام به كار مي رود توجه شود در كفهايي كه كف شور نيست و با آب ريزش فراوان ندارد نياز به شيب بندي نمي باشد.
براي شيب بندي ملات سيمان را ريخته و با ماله پهن مي كنيم و با تراز شيب آن را تنظيم مي كنيم فقط بايد دقت شود كه ملات ريخته شده كاملاً توپر باشد تا بعد از اجراي سنگ فرش كف نشستي در كف نداشته باشيم. تنها تفاوت شيب بندي پشت بام با مثلاً حمام در اين است كه معمولاً در شيب‌بندي حمام آب را به وسط و كف شوري كه در وسط قرار گرفته انتقال مي دهيم اما در شيب بندي پشت بام آب به يك گوشه اي كه ناودان قرار دارد منتقل مي شود و همه شيبها سوي ناودان است.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در مقالات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *